تندیس مدئا، مجسمه شاهزاده یک افسانه یونانی در باتومی

توسط سفربانک
به روز رسانی شده 21 تیر 1399 3
تندیس مدئا، مجسمه شاهزاده یک افسانه یونانی در باتومی

«مجسمه مده آ / مدئا» (Medea statue) یکی از معروف ترین تندیس های شهر باتومی است. تندیسی که حدود یک میلیون لاری صرف ساخت آن شد و در سال 2007 از آن رونمایی شد. این تندیس اثری ماندگار از Davit Khmaladze است. اما مدئا چه کسی بود؟ چرا مجسمه او را ساختند و به چه دلیل چنین هزینه ای برای ساخت آن صرف شد؟ برای پاسخ این سؤال ها با سفربانک همراه باشید.

مجسمه مدیا در باتومی

مدئا چه کسی بود؟

بر اساس یک افسانه یونانی، مدئا دختری گرجستانی بود. دختر شخصی به نام آیتی (Aieti). آن ها در گرجستان که در زمان های گذشته کولختی (Kolkheti) نامیده می شد زندگی می کردند. آیتی پادشاه کولختی، بخش غربی گرجستان امروزی بود. البته این تنها شخصیتی نیست که در داستان ها به مده آ داده شده است. در برخی جاها نیز از او به عنوان یک جادوگر و یا یک راهبه غیر مسیحی یاد شده است.

مردم کولختی در آن زمان تبحر خوبی در صنعت ریخته گری و ذوب فلزات داشتند. در حالی که مردم اروپا هنوز چنین مهارت هایی را کسب نکرده بودند. همین موضوع ماجراجویان و بازرگانان یونانی را بر آن داشت که به علم این صنعت دست یابند. از جمله این ماجراجویان و بازرگانان جیسون و آرگونات ها بودند. آن ها برای یافتن منابع طبیعی غنی از طلا، راهی کولختی شدند.

مردم کولختی راه منحصر به فردی برای اکتشاف طلا پیدا کرده بودند. آن ها پشم گوسفندان را به یک تخته چوبی متصل می کردند. سپس آن را در مسیر جریان آب های متلاطم رودخانه های کوهستانی قرار می دادند. این کار باعث می شد ذرات طلا که همراه با گل و لای آب رودخانه در جریان بودند، جذب پشم گوسفند شود. بعد از آن، پیش از شانه کردن پشم ها برای جمع آوری ذرات ریز طلا، آن ها را در شاخه های درختان آویزان می کردند تا خشک شود.

جیسون ماجراجوی یونانی تصمیم گرفت به کولختی برود. او که قهرمان این افسانه یونانی است، رهبری آرگونات ها را بر عهده می گیرد و همراه با آن ها به کولختی می رود. آرگونات ها گروهی از قهرمانان بودند که سوار بر کشتی، جیسون را در جستجوی پشم های طلا همراهی کردند.

کشتی جیسون و آرگونات ها

جیسون برای دریافت پشم زرین نزد پادشاه کولختی، یعنی آیتی رفت. پادشاه که پدر مدئا نیز بود، بنا به شرایطی قبول کرد تا پشم زرین را به جیسون بدهد. شرط پادشاه این بود که بتواند یک گاو وحشی و تندخو را رام کند و سپس با آن گاو زمینی را شخم بزند.

جیسون به کمک دختر پادشاه یعنی مده آ، از موانع و شرط و شروط های پادشاه عبور کرد. مدئا عاشق جیسون شده بود. پس از به دست آوردن پشم زرین، مدئا و جیسون از کولختی فرار کرده و در نهایت با هم ازدواج کردند.

مجسمه مدئا در باتومی

درباره مجسمه مدئا در باتومی

ساخت تندیس مده آ به منظور زنده نگه داشتن افسانه مذکور است. کار مدیا سبب شد تا کشور گرجستان به اروپا نزدیک تر شود. با نگاه به تندیس، دختری را می بینید که در حالتی که ایستاده است، در دست راست خود یک قوچ طلایی را به طور واژگون نگه داشته است. تندیس بر روی یک ستون سنگی مرتفع قرار داده شده است. اگر تمایل دارید آن را ببینید، پیشنهاد می شود بازدید خود را به شب ها موکول نکنید. زیرا به دلیل فاصله زیاد تندیس از زمین، چهره مجسمه و جزئیات آن به خوبی قابل رؤیت نیست.

مجسمه مدئا در باتومی

بر ستون سنگی که مجسمه مدیا بر آن ایستاده است، نقش برجسته کوچکی از کشتی که جیسون و آرگونات ها با آن از یونان به کولختی رفتند، به چشم می خورد. همچنین یک نقش برجسته که نمادی از آویزان کردن پشم گوسفندان بر روی شاخه های درخت است دیده می شود. این نقوش برجسته همگی به بخش هایی از داستان افسانه مذکور اشاره دارند.

مجسمه مدیا در باتومی

مجسمه مدئا در باتومی

موقعیت مجسمه مده آ

اگر تمایل دارید بدانید این تندیس معروف باتومی کجاست تا از نزدیک آن را ببینید، به میدان اروپا بروید.

Address: Memed Abashidze Avenue, Batumi, Georgia

 

امتیاز 5.00از 5 (12 رای)

آخرین مقالات

نظرات کاربران

Ava
در تاریخ: 22:06:27 1399/4/20

وای من فکر میکردم یه دست نداره 😅 اما جدا ارتفاع ستونش خیلی زیاده البته خب این ارتفاع این امکانو به وجود آورده که از فاصله های دور مجسمه قابل رویت باشه اما خب از نزدیک خیلی خوشایند نیست ازین بحث بگذریم واقعا زیبا و هنرمندانه ساخته شده

تبسم
در تاریخ: 12:48:45 1399/1/29

ستونش خیلی خیلی بلند درست شده به نظر من قشنگ نیست و خیلی خشک و بی روح درستش کردن آخه با این ارتفاع اگه بری نزدیک که اصلا مجسمه به خوبی دیده نمیشه فقط یه مزیت داره که از دور دستها مجمسه قابل رویت هست من که دیگه چیز جالبی نمی‌بینم

فاطمه در تاریخ: 11:54:27 1399/2/7

ستونش خیلی بلنده. آره . باید یکم پایین تر بود ک دید خوبی داشته باشه. ولی داستانش جالب بود

ثبت نظر جدید